ارسالکننده : رهسپار در : 86/6/19 11:38 صبح
یکی از اماکن منسوب به حضرت ولی عصر (ع)، مسجدی واقع در شش کیلومتری شهر مقدس قم است که به مسجد جمکران مشهور شده است. در سالیان اخیر، با تبلیغ و ترویج محافل و جریانات خاص و بعضاً صاحب قدرت، زائران این مسجد رو به فزونی گذاشته و به مراتب از زائران مرقد مطهر حضرت معصومه (س) بیشتر شده است. چه بسا افرادی هستند که به زیارت این مسجد رفته و سپس به علت ضیق وقت، از زیارت مرقد مطهر حضرت معصومه (که یکی از معدود امامزادههای موثق کشور است) صرف نظر میکنند. این مساله و نیز عنایت ویژه افراد و جریاناتی درون حاکمیت به این مسجد، ضرورت تحقیق پیرامون این مکان را بیش از پیش کرده است. نوشته حاضر بر آن است تا با قواعد علوم مختلف حدیثی مانند علم تخریج، علم رجال و ...، اعتبار و سندیت این مسجد و نیز نسبت آن با حضرت ولی عصر را بررسی نماید و گامی هر چند کوچک در مسیر زدودن گرد و غبار تحریف از چهره دین و پیشوایان دینی بردارد. بعون الله و فضله.
ادامه مطلب...
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : رهسپار در : 86/6/14 11:25 عصر
و اگر میخواهید خدا را بشناسید ، در پی کشف رازها نباشید .
بلکه به گرداگرد خویش نگاه کنید ، او را خواهید دید که با کودکان سرگرم بازی است .
و به آسمان بنگرید ؛ او را خواهید دید که در میان ابرها گام برمیدارد، در حالی که دستهایش را در آذرخش دراز کردهاست و در باران پائین میآید .
او را خواهید دید که در گلها میخندد، آنگاه به پا میخیزد و در لابلای درختان، دستانش را برای شما تکان میدهد .
پ.ن.1: جبران خلیل جبران
پ.ن.2: به http://success.parsiblog.com سر بزنید. بسی مفید است... 
پ.ن.3: بدینوسیله به اطلاع برادر AbioFarzad میرسانم که سفر کوفتت بشه! 
پ.ن.4: تیتر مطلب از این مطلب بود.
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : رهسپار در : 86/6/11 11:49 عصر
عقاب از پرواز خود سرمست است. بلبل از شبهای تابستان. دشت از گرما میلرزد!
کاش هر هیجانی بتواند برایمان نوعی مستی باشد. اگر آنچه ما میخوریم سرمستمان نکند ، بدانیم، از این روست که گرسنگیاِمان کافینیست.
هر عمل کاملی با اشتیاق همراه است. و ما از همین راه میدانیم که باید آن عمل را بهجا آوریم. هرگز کسانی که از انجام کارهای دشوار به خود میبالند دوستداشتنی نیستند. چون اگر کاری دشوار باشد، بسیار بهتر که انسان کار دیگری را انجام بدهد!
سروری که در اینگونه کارها یافت میشود نشانهی تخصیص کار و «صمیمیت» شادیِ ماست! و این سرور مارا بزرگترین راهنماست!
میدانیم که جسم، هر روز تا چه حد طالبِ لذت است و نیز میدانیم که مغزمان تا چه حد تابِ آنرا دارد. و پساز این است که خواب ما شروع خواهد شد...
پ.ن.1: دو مطلبِ قبلی به دلیلِ «همینجوری» حذف شدند! 
پ.ن.2: از آندرهژید. با تغییرات و تلخیصاتِ باور نکردنی!
(این حرکت ، ذکر منبع ، به پیشنهادِ مانی بود)
پ.ن.3: برای آگاهان چه پیامهای نهفتهای که در این متن نیست! آه... حیف که بیشترشان نمیفهمند.
پ.ن.4: لطفاً قبلی را از من نشنیده بگیرید! 
پ.ن.5: بیشترتر داره حالم از خزعبلاتی که وارد حوزهی مهدویت شدند به هم میخوره! مواظب باشید! 
پ.ن.6: شیش عددِ شانسِ مناِ...
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : رهسپار در : 86/6/7 5:25 عصر
به هیچیک از شادیهایت تظاهر مکن.
کسانی هستند که به لحظات خوشبختی چنان مینگرند که انگار خدا دادهاست - و دیگران مثل اینکه چه کس دیگری آنرا داده؟! ...
خدا را با خوشبختیات مسنج.
دیگر نمیتوانم سپاسگذار خدا باشم که مرا آفریده ، مرا که اگر نمیبودم نمیتوانستم از او بخواهم که نباشم.
از خدا جز از راه طبیعت نمیتوان سخن گفت.
نیک در مییابم که چون وجود پذیرفتهشد ، وجود زمین و انسان و من طبیعی به نظر میرسد ، اما آنچه ذهن مرا مشوش میدارد سرگشتگی من از مکاشفهی آن است...
پ.ن. 1: یک دوست : منبع نوشتهها؟ ج: نوشتها از افرادی چون پائولو کوئیلو ، آندرهژید(بیشتر) ، دکتر شریعتی ، آلبرت کلایتون ، جبران و خیلیهای دیگر با تلخیص و تغییر بسیارکه در یک زمان و مکانِ خاص با «احساساتِ» من هم جهت بودند.
پ.ن. 2: دیگر دارد حالم از مزخرفاتی که واردِ حوزهی مهدویت شدهاند به هم میخورد.
پ.ن. 3: اعیاد مبارک! 

کلمات کلیدی :
ارسالکننده : رهسپار در : 86/6/6 9:28 عصر
در ستایش آنچه من سوزاندهام:
آخر کی همهی کتابها را خواهیم سوزاند؟!
کتابهایی هست برای اینکه آدمی باور کند که روحی دارد ، و برخی دیگر را برای نومید ساختن روح.
برخی دیگر هست که وجود خدا در آن اثبات شده و برخی دیگر که در آن نمیتوان به خدا رسید.
و برخی دیگر که انسان وقتی میخواند انگار درخشان و آگنده از جذبهاند و دلپذیر از تحقیر.
آخر کی همهی کتابها را خواهیم سوزاند؟!
بر خی دیگر هست که کلامی شیرین دارد همچون صدای شاخ و برگ به هنگام ظهر.
یک کتاب هم هست که یوحنا آنرا در پطموس خورد همچون موش - ولی من تمشک را بیشتر دوست دارم - و این کار امعاءِ او را به درد آورد و بعد از آن بسی رویا دید.
آخر کی همهی کتابها را خواهیم سوزاند؟!
برای من «خواندن» اینکه شن ساحلها نرم است کافی نیست:
می خواهم پای برهنهام این نرمی را حس کند.
معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد برای من بیهوده است.
هرگز در این جهان چیزی ندیدهام که حتی اندکی زیبا باشد مگر آنکه در دم آرزو کردهام تا همهی مهر من آنرا در بر گیرد...
پ.ن. 1: مطلبِ بعدی : «راه اینجاست!» 
پ.ن. 2: 100 کیلو بایت کد نوشته بودم که بچه خواهرم سیم کامپیوتر را از برق کشید! به همین راحتی حاصل ساعتها تلاشم به باد رفت!
نتیجه : همیشه اینطور مواقع به طرف مقابلم میخندیدم و میگفتم : save کردن را برای همین گذاشتهاند!
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : رهسپار در : 86/6/6 5:20 عصر
برای امضای نامه اعتراض درخصوص برنامه های شبکه های فاکس می توانید به آدرس زیرمراجعه کنید:
http://foxattacks.com/iran
لطفاً لینک و یا اصل مطلب را در وبلاگ خود قرار دهید.
نامه صلح دوستان علیه فاکس نیوز
طی هفته های گذشته و توام با شدت گرفتن لحن مقامات آمریکایی درمتهم کردن مقامات ایرانی به حمایت از گروه های شبه نظامی درعراق، برخی شبکه های تلویزیونی آمریکا ازجمله فاکس نیوز، با انتخاب لحنی تهاجمی، عملا به انتخاب گزینه نظامی برای برخورد با ایران دامن می زنند.
این موضوع با اعتراض گروه های مخالف جنگ مواجه شده است ازجمله گروهی که با مرور وبررسی برنامه هایی که به برنامه های تهاجمی این شبکه ازجمله تبلیغ حمله نظامی با ایران می پردازد، دروب سایت خود نامه ای گذاشته است تا ببیندگان، با امضای آن خواستارتوقف چنین روندی شوند.
دریکی ازبرنامه های این شبکه، کارشناس برنامه از حمله به ایران مانند حمله به ویتنام برای کشاندن جمهوری اسلامی به پای میزمذاکره سخن گفته است. دربخشی دیگر مجری این شبکه از ارتباط ایران با گروه های شبه نظامی عراقی خبرمی دهد واینکه ایرانی ها باعث ایجاد لطماتی برای نیروهای آمریکایی می شوند.
ادامه مطلب...
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : رهسپار در : 86/6/5 8:37 عصر
بیماریهای شگفتیآوری هست : که همان خواستن چیزیاستکه نداریم...
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : رهسپار در : 86/6/5 7:34 عصر
بدین وسیله انگِ .ir از مسعود برداشته میشود.
آدرس این موجودِ پلید در تمامی پستها به http://maxoud.blogfa.com تعییر یافت!
پدرِ مارو در آوُرد.
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : رهسپار در : 86/6/4 12:58 صبح
ای احکام خدا ، جان مرا بهدرد آوردید.
ای احکام خدا ، عشرهاید یا عشرین؟
حدود خود را تا کجا تمدید میکنید؟
آیا چنین تعلیم میدهید که همواره باز هم منهیات موجود است؟
- و برای هر چیز زیبا که در جهان عطشی نسبت بهآن خواهمداشت مکافات جدیدی؟
ای احکام خدا ، جان مرا خستید،
تنها آبی که در جهان برای رفع عطش من موجود بود با دیوارهای بلند محصور ساختید...

کلمات کلیدی :
نظر
ارسالکننده : رهسپار در : 86/5/30 8:31 عصر
زندگانی برای ما
وحشی بود و طعمی نامنتظر داشت...
و من
دوست دارم که سعادت این جا باشد ،
هم چون شکفتگی که همواره ملازم مرگ است.

کلمات کلیدی :