«راه» اینجاست...
به هیچیک از شادیهایت تظاهر مکن.
کسانی هستند که به لحظات خوشبختی چنان مینگرند که انگار خدا دادهاست - و دیگران مثل اینکه چه کس دیگری آنرا داده؟! ...
خدا را با خوشبختیات مسنج.
دیگر نمیتوانم سپاسگذار خدا باشم که مرا آفریده ، مرا که اگر نمیبودم نمیتوانستم از او بخواهم که نباشم.
از خدا جز از راه طبیعت نمیتوان سخن گفت.
نیک در مییابم که چون وجود پذیرفتهشد ، وجود زمین و انسان و من طبیعی به نظر میرسد ، اما آنچه ذهن مرا مشوش میدارد سرگشتگی من از مکاشفهی آن است...
پ.ن. 1: یک دوست : منبع نوشتهها؟ ج: نوشتها از افرادی چون پائولو کوئیلو ، آندرهژید(بیشتر) ، دکتر شریعتی ، آلبرت کلایتون ، جبران و خیلیهای دیگر با تلخیص و تغییر بسیارکه در یک زمان و مکانِ خاص با «احساساتِ» من هم جهت بودند.
پ.ن. 2: دیگر دارد حالم از مزخرفاتی که واردِ حوزهی مهدویت شدهاند به هم میخورد.
پ.ن. 3: اعیاد مبارک!
کلمات کلیدی :