سال نو مبارک...
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی...
همتی کن.
و بگو...
ماهی ها...
حوضشان بی آب است
کلمات کلیدی :
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی...
همتی کن.
و بگو...
ماهی ها...
حوضشان بی آب است
وقتی که تنهای تنها می شوی، وقتی که دوستانت، آنهاکه نیازمند یاریشان هستی، درست در حساس ترین نقطه رهایت می کنند !
وقتی در دست همان ها که پشتوانه و پشتگرمی محسوبشان می کردی ، خنجر می بینی!
وقتی زیر سنگی که به استواری اش سوگند می خوردی و تکیه گاهش می شمردی ، ماری خفته می بینی که در تکان حادثه ، از خواب جهیده است!
وقتی که امواج امتحان ، خاشاک دوستی های سطحی را می روبد و لجن متعفن خود خواهی و منفعت طلبی را عریان می سازد!
وقتی که هیچ تکیه گاهی برایت نمی ماند و هیچ دستی خالصانه به دوستی گشاده نمی گردد،…..
…. یک ملجا و امید وپناهگاه می ماند که هیچ حادثه ای نمی تواند او را از تو بگیرد. او حتی در مقابل بدی های تو خوبی می آورد و بر روی زشتی های تو پرده ی اغماض می افکند: اگر بدانی که محبت و اشتیاق او به تو چه قدر است ، بند بند تنت از هم می گسلد. پیش و بیش از همه ، خدا را دوست بگیر و هم او را ملاک و شاخص دوستی هایت قرار بده. هر که به خدا نزدیک تر و صفات خدایی در او تجلی تر ، دوست تر و صمیمی تر… و تو که چنین دوستی و رفاقتی می طلبی ، خود پیش از دیگران ، به خلق و خوی الهی متخلق می شوی
از او آغاز کن…
(سید مهدی شجاعی)
دیوانه بمانید، اما مانند عاقلان رفتار کنید.
خطر متفاوت بودن را بپذیرید، اما بیاموزید که
بدون جلب توجه متفاوت باشید!
(پائولو کوئیلو)