عشقـــ و انتخابـــ ...

ارسال‌کننده : رهسپار در : 87/1/4 12:11 عصر

و شما عشق و علاقه‏ای را که جوانی مرا می‏سوزاند نمی‏دانید. از فرار ساعات به‏خشم می‏آیم. لزوم انتخاب همیشه برایم تحمل‏ناپذیر است. انتخاب کردن در نظر من عبارت‏از برگزیدن یک چیز نیست. بلکه پس‏زدن آن‏چیزی‏ست که برنمی‏گزینم.
آرزوهای من ناچارند هر یک به‏حق دیگری تخطی کنند و من هرگز جز برگزیدن «این» یا «آن» کاری نمی‏کنم. اگر «این» را برگزینم ، بی‏درنگ به «آن دیگر» حسرت می‏برم. و از این رو بیشتر اوقات بی‏این‏که جرات اقدامی داشته‏باشم ، گیج و بازو گشاده ، از ترس می‏مانم که اگر بازوانم را برای گرفتن چیزی ببندم جز «یک چیز» را برنگزیده‏باشم.
به‏چنگ آوردن!
انتخاب کردن یعنی جاودانه از همه متاع‏های دیگر چشم پوشیدن. و از این‏جاست که نسبت به «هرگونه تعلق‏خاطری» بر روی زمین ، اندکی نفرت در من راه می‏یابد. از ترس این‏که مبادا بی‏درنگ جز همان یک‏چیز به من متعلق نباشد.
پ.ن.1 : آه ای متاع‏ها و ای زاد و توشه‏ها! و ای انبوه عشق! چرا بی‏تلاش به‏چنگ نمی‏آیید؟
پ.ن.2 : و من می‏دانم که ثروت‏های این جهانی پایان‏پذیرند. گرچه مدام بتوان جایشان را پر کرد.

مطلب قبلی




کلمات کلیدی :