زن ها و ادعای استقلال!

ارسال‌کننده : رهسپار در : 86/11/23 12:34 صبح

عبداسلام کجا بود و چه می کرد؟

دنبال چیزی می گشت. یک مشت آت و آشغال را مرتباْ به هم می زد و غروغر می کرد و می گفت :

"همه جا همچین که یک خورده کارشان سخت می شود از مردها کمک می خواهند.

در راه که به یک جوی بزرگ بر می خورند توقع دارند مرد دستشان را بگیرد!

اگر کمی ساک خریدشان سنگین شود انتظار دارند مرد آن را بردارد!

هر وقت حوصله بیرون رفتن برای انجام کارشان را ندارند ، غیرت مرد را بهانه می کنند!

خلاصه همه جا از مردها کمک می خواهند. آن وقت همه جا هم ادعا می کنند که دست کمی از مردها ندارند..."

- عبدالسلام ... کجایی؟ ... این دزدگیر چه جوری خاموش میشه؟!




کلمات کلیدی :