آینده

ارسال‌کننده : رهسپار در : 86/6/29 4:7 عصر

 

س.ا.1: لطفاً زیر هیژده سال نخوانند!

س.ا.2: لطفاً افرادی که تحمل مطالب غیر عادی ندارند هم نخوانند!

 

 


این تصویر هم فقط زیباست و ربطی به نوشته ندارد!

 

شکسته شب مرا باز آر ، آن اتاق آئینه‏نما و زندگی راز آلوده‏ام را.
کسی نمانده برای آزار.
بر هر روح و روانی اختیار تامم بده
امر می‏کنمت برم‏گیری آرام و با کراک از پشت میانت بدهی
و بگیری این تک درختِ مانده را و بچپانی در آن روزنه به رسم خویش

این آینده‏ایست که می‏گفتند : همه‏اش صحبتِ کشتار است.
همه‏چیز فرو ریخته‏است بر هرسو
و معیاری نیست برای سنجش اعمال
چرا که طوفانی از حد گذشته دنیا را فرا گرفته
و ثبات نفسانی را برهم‏زده‏است
و وقتی به آن‏ها گفته می‏شود توبه کنید ، توبه کنید!
من ازین حرف سر در نمی‏آورم
شدت آن طوفان نخواهد گذاشت که مرا بشناسی
و نخواهی شناخت همان‏طور که نتوانسته‏ای
من عالمی هستم که خوانده‏ام کتاب‏های دینی را
من زوال و عَلَم بسیاری ملت‏ها را دیده و خوانده‏ام
همه قصه این مردمان را شنفته‏ام
که می‏گویند عشق تنها راه ماندن ماست!!

 

 

دولت مردِ تو این‏جاست
و به او گفته‏شده سرد و رسا بگوید
تمام شد! و به آخر رسید ، چرخ سپر بازایستاد و شیطان عرصه را در دست گرفت
بر آینده آماده باش که او قاتل است.
ما زوال همه تاریخ را خواهیم داشت
زندگیِ خودِ تو ناگهان خواهد ریخت
و تو بر بستر هر جاده آتشی خواهی‏دید
و زنی را خواهی دید که معلق شده‏است از پا
و جاذبه‏هایش را پوشانده‏است لباسش
و با چند شاعرک خورده سُرا که به دورش جمعند
و در سعی و تلاش ، که باشند چون مردان بزرگ

اکنون لقاح تخمکی دیگر را برچین
که دگر عشق به فرزند مرده است...

 


پ.ن.1: س.ا. یعنی سرآغاز!
پ.ن.2: تحت تاثیر از لئونارد کوهن.
پ.ن.3: گه‏گاه پیش مسعود می نویسم.
پ.ن.4: کی به کیه؟ توبه کنید! مالیات که نمی‏گیرند!

 

 

 

 




کلمات کلیدی :