چه کنیم؟!
عقاب از پرواز خود سرمست است. بلبل از شبهای تابستان. دشت از گرما میلرزد!
کاش هر هیجانی بتواند برایمان نوعی مستی باشد. اگر آنچه ما میخوریم سرمستمان نکند ، بدانیم، از این روست که گرسنگیاِمان کافینیست.
هر عمل کاملی با اشتیاق همراه است. و ما از همین راه میدانیم که باید آن عمل را بهجا آوریم. هرگز کسانی که از انجام کارهای دشوار به خود میبالند دوستداشتنی نیستند. چون اگر کاری دشوار باشد، بسیار بهتر که انسان کار دیگری را انجام بدهد!
سروری که در اینگونه کارها یافت میشود نشانهی تخصیص کار و «صمیمیت» شادیِ ماست! و این سرور مارا بزرگترین راهنماست!
میدانیم که جسم، هر روز تا چه حد طالبِ لذت است و نیز میدانیم که مغزمان تا چه حد تابِ آنرا دارد. و پساز این است که خواب ما شروع خواهد شد...
پ.ن.1: دو مطلبِ قبلی به دلیلِ «همینجوری» حذف شدند!
پ.ن.2: از آندرهژید. با تغییرات و تلخیصاتِ باور نکردنی! (این حرکت ، ذکر منبع ، به پیشنهادِ مانی بود)
پ.ن.3: برای آگاهان چه پیامهای نهفتهای که در این متن نیست! آه... حیف که بیشترشان نمیفهمند.
پ.ن.4: لطفاً قبلی را از من نشنیده بگیرید!
پ.ن.5: بیشترتر داره حالم از خزعبلاتی که وارد حوزهی مهدویت شدند به هم میخوره! مواظب باشید!
پ.ن.6: شیش عددِ شانسِ مناِ...
کلمات کلیدی :