از او آغاز کن…

ارسال‌کننده : رهسپار در : 86/5/13 3:6 عصر

وقتی که تنهای تنها می شوی، وقتی که دوستانت، آنهاکه نیازمند یاریشان هستی، درست در حساس ترین نقطه رهایت می کنند !

وقتی در دست همان ها که پشتوانه و پشتگرمی محسوبشان می کردی ، خنجر می بینی!

وقتی زیر سنگی که به استواری اش سوگند می خوردی و تکیه گاهش می شمردی ، ماری خفته می بینی که در تکان حادثه ، از خواب جهیده است!

وقتی که امواج امتحان ، خاشاک دوستی های سطحی را می روبد و لجن متعفن خود خواهی و منفعت طلبی را عریان می سازد!

وقتی که هیچ تکیه گاهی برایت نمی ماند و هیچ دستی خالصانه به دوستی گشاده نمی گردد،…..

…. یک ملجا و امید وپناهگاه می ماند که هیچ حادثه ای نمی تواند او را از تو بگیرد. او حتی در مقابل بدی های تو خوبی می آورد و بر روی زشتی های تو پرده ی اغماض می افکند: اگر بدانی که محبت و اشتیاق او به تو چه قدر است ، بند بند تنت از هم می گسلد. پیش و بیش از همه ، خدا را دوست بگیر و هم او را ملاک و شاخص دوستی هایت قرار بده. هر که به خدا نزدیک تر و صفات خدایی در او تجلی تر ، دوست تر و صمیمی تر… و تو که چنین دوستی و رفاقتی می طلبی ، خود پیش از دیگران ، به خلق و خوی الهی متخلق می شوی

از او آغاز کن…

(سید مهدی شجاعی)




کلمات کلیدی :