فیلم زندگی من...

ارسال‌کننده : رهسپار در : 86/5/29 6:45 عصر

چند روز پیش فرزاد  به یک بازی پیچیده دعوتم کرد. اولش ساده به نظر می رسید اما برای کسی که زندگی‏اش همیشه پر از اتفاق بوده و هست کار واقعاً سختی‏اِ.

ماجرا از این قراره :

1- اتفاقات مهم زندگی من که حتما باید در فیلمی که ازش می سازن بهش اشاره بشه.
2- اتفاقات مهم زندگی که بهتر است اشاره ای بهشون نشه.
3- اخلاق و شخصیت من.
4- هنرپیشه ای که باید نقش ما را بازی کند.

در همین ابتدا از دوستان زیر دعوت می‏کنم تا به این بازی بپیوندن :
خرداد (دوست عزیزم مسعود که ید طویلی در وبلاگ‏نویسی داره)
شادمیانه (از دوستان دانشگاه که تازه وبلاگ‏نویسی رو آغاز کرده)
باران (دوستی تازه)

با حذف 99 درصد وقایع ، به چکیده‏ی زیر می‏رسیم:

1 و 2 - اتفاقات مهمی که باید به آن‏ها اشاره بشود یا نشود (انتخابش با خودتان):

ماجرا از آن‏جا شروع شد که ناگهان خدا تصمیم گرفت در هشتم بهمن سال 1364 یک معمای دیگر به جهان هستی اضافه کند.

این اتفاق در بیمارستان فرح رخ داد!

یک نوزاد بسیار زشت با یک دماغ بسیار بزرگ و سیاه به دنیا آمد... یک ساله نشده بود که راه رفت و کمی بعد تر هم شروع کرد به حرف زدن...

آشنایان از دیدن این نوزاد دچار نوعی "این دیگه چه مدلشه" شدند. به هر حال با این که نزدیک بود این نوزاد به خانه نرسیده داخل جوب بی‏افتد ، همین‏طور بزرگ‏تر و بزرگ‏تر شد. تا این که با یک ابزارِ خیلی مهم آشنا شد :

"پیچ گشتی"

این موجود رابطه‏ی بسیار نزدیکی با این ابزار داشت تا بدان‏جا که این ابزار هم رابطه نزدیکی با انواع و اقسام وسایل خانه پیدا کرد. و تنها در طی 10 سال اول زندگی توانست بیش از 10 قطعه از لوازم اصلیِ خانه (انواع ضبط ، رادیو ، تلوزیون و...) را تکه تکه و سپس از جهان هستی محو کند. بالاخره هر آمدنی رفتنی هم دارد.

مادرش هم که مثل خودش همیشه به آزادی رفتار و افکار اعتقاد داشت با او کاری نداشت و حتی مشوقش هم بود ، تا این که بالاخره توانست در سن 15 سالگی نوعی تلویزیون اختراع‏کند (همشهری - یکشنبه 25/2/79) که نظر دزدها را به خود جلب کرد و در نمایشگاه تجهیزاتِ آموزشیِ آموزش و پرورش به سرقت رفت. و بعدها در یک کارخانه‏ای که اصلا اصرار نکنید اسمش را ببرم به تولید انبوه رسید.

 

گور باباش! برگردیم عقب :

5 ساله بودم که با تلاش‏های مادرم تونستم یک سال زودتر از سن قانونی وارد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان - مرکز 17 بشم. از مربی های اون موقع خانم "نقویان" ، بعدها "اختری" یادم می‏آد. خدا حفظشون کنه. تمامی فعالیت‏های فرهنگی‏اِ الآنم تو دانشگاه و... از اون دوران به ارث رسیده.

7 سالم بود که دستم تا کتف رفت توی قابلمه آبجوش و جزقاله شد (یا شایدم جزغاله شد). توی مدتی که خونه نشین شده بودم معلم مدرسمون - خانم "مژگان خدابخش" که هنوز هم دنبالشم ولی اثری ازش نیست! - به خانه‏ی ما می‏اومد و به من درس می‏داد.

8 ساله که شدم ، من رو از یکی از بهترین هم‏بازی‏هام جدا کردن. اسمش "مهری" بود. اون موقع می‏گفتن "به سن تکلیف رسیده و دیگه بزرگ شده"!

بالاخره این دوران هم سپری شد تا این که غذایی به نام پیتزا -یکی از مصادیق تهاجم فرهنگی در آن زمان- وارد عرصه غذایی کشور شد. من هم در قبال یک عدد پیتزا ، معدلِ سال پنجمم بیست شد و در آزمون مدرسه‏های نمونه‏مردمی قبول شدم.

«نمونه‏مردمی بنی‏آدم»

اما سال دوم که بودیم ، قانونِ مدرسه های نمونه مردمی پرید و مدرسه‏ی ما هم به گند کشیده‏شد. سال سوم مدرسه‏ی «شهید نواب صفوی» بودم که تحت عنوان «نمونه‏دولتی» فضای نمونه‏ی خودش رو حفظ کرده بود. رفتن به این مدرسه برای من خیلی مهم بود ، از نظر فکری و عقلی خیلی برام مفید بود. مخصوصاً اردوهایی که آقایان "ساوالان پور ، رهبر و... " برگزار می‏کردن، توی روحیاتِ اصلی و اصول اخلاقی من خیلی تاثیر گزار بودن.

همون دوران خیلی تلاش می کردم تا با نسل ِ "به سن تکلیف رسیده و بزرگ شده" ارتباط برقرار کنم. این مدل ایجاد رابطه معمولاً به خاطر مدیریت سلیقه ای به فساد کشیده میشه ، اما یکی از مهمترین اتفاقات زندگی من فهمیدن این نکته بود که کار از این احمقانه تر پیدا نمیشه. و این تحول مهم رو تنها مدیونِ اصولی اخلاقی هستم که از بزرگ‏ترین خواهرم به ارث بردم.
همون موقع به یک نتیجه‏ی مهم رسیدم و تا الان هم به اون پابندم : «هیچ نیازی به تلاش برای ایجاد رابطه با جنس مخالف نیست»

ناگهان ، در آزمونِ «دبیرستان نمونه مردمی رشد - منطقه 16» قبول و وارد این مدرسه شدم. چیزی که خیلی‏ها آرزوش رو داشتن ولی هم‏چنان برای من یک موضوع عادی بود. عادی به همان اندازه‏ی قبول شدن در دانشگاه پیام نور شهرری. شاید به خاطر این‏که دیگه حالم از پیتزا به هم می‏خورد.

این اواخر ، درک اهمیت لحظات ، عمیق تر نگریستن و تلاش برای فهمیدن ، باعث شد تا به نتایج زیر برسم :

1- نود و نه درصدِ کسانی که تحت عنوان فعالیت‏های فرهنگی در دانشگاه ها و تحت عنوان «فعالان دانشجویی» هستند ، تنها مشغول نوعی «خودارضایی فرهنگی» و یا «بازی فرهنگی» اند.

2- با یک نگاه عمیق متوجه شدم که نوشته های نویسنده‏هایی چون پائولو کوئیلو و امثالهم چه قدر سست اساس هستند. و من با استفاده کردن از اون‏ها چه قدر از راهِ اصلی فاصله گرفتم. الآن هم از احساس تحولی که موقع خواندنِ اون کتاب‏ها به من دست می‏داد خندم می گیره.

3- باید راه درست را پیدا کرد.

در همین گیر و دار با خانواده‏ی دکتر ا.م.ش. بیشتر آشنا شدم.(شاید «بیشتر آشنا شدن» برای توصیف این رابطه بد باشد.) که همین رابطه خودش کلی اتفاق مهم دیگر را در پی داشت که به دلیل «خیلی تازه بودن» از افشای اون‏ها معذورم.

4- هنرپیشه ای که باید نقش ما را بازی کند.

قطعا پرویز پرستویی (البته به سن و سالش توجه نکنید مهم نیست.) بالاخره حقِ‏ آب و گل و بچه‏محلیش رو باید یه جوری ادا کنه!
انتخابِ سایر بازیگران در سنین مختلف رو هم میسپرم به شریفی‏نیا.

«هر حادثه ای ، مهمترین اتفاق زندگی ماست. تنها با گذر از این زمان و مکان متوجه آن خواهیم شد.»

به شخصه از وقایعی که در طول زندگی من رخ دادن و من متوجه اهمیتشون نشدم و یا اهمیتشون رو فراموش کردم عذرخواهی می‏کنم.

برای قسمتِ اخلاق و شخصیت هم بهتر است در ادامه‏ی مطلب «مشخصات مرد بهمنی» را بخوانید. صحتِ 70 درصد آن تایید می‏شود.

اعتقاد به چیزی که واقعیت ندارد کار ساده و آسانی نیست. البته متولد بهمن علیرغم آن که آدرسش فردا و کدپستی اش تخیلی است آدمی واقع بین است.

اغلب متولدین بهمن آدم هایی آرام و مهربان هستند ولی دوست دارند با انجام اعمال عجیب و غریب دیگران را تحت تأثیر قرار دهند و توجه آنها را به خود جلب کنند.بعضی اوقات بدون توجه به موقعیتی که در آن قرار دارد صندلی تابستانی، پوتین، یا کفش های عجیب و غریب به پا می کند و اصلاً هم احساس ناراحتی نمی کند. گاهی نیز هوس می کند پابرهنه راه برود و اگر به او بخندید او هم به شما می خندد. این افراد برای آن که نشان دهند با دیگران فرق دارند رفتارهای عجیب و غریبی از خود نشان می دهند.

 او نه ساده لوح است و نه دلزده، نه مشتاق است نه بی اعتنا. دائم در پی تجربه کردن است و حس کنجکاوی او باعث می شود همواره به دنبال کشف رازها باشد و راز بعدی او ممکن است شما باشید.

سیاست او را محسور می کند، ورزش علاقه او را به خود جلب می کند، بچه ها همیشه باعث کنجکاوی او می شوند.

اگر واقعاً قصد دارید او را بشناسید باید به دنبال یک نگاه عجیب و دور در چشمان او بگردید. نوعی جادو و دانش اسرار آمیز در نگاه او موج می زند که هیچکس نمی تواند راز آن را دریابد. چشمان متولد بهمن حالتی مبهم و رؤیایی دارد.

متولدین بهمن آزادیخواه و عاشق پیشه، در عین حال که ممکن است بامزه، خویشتن دار، مستقل و خودخواه باشند آدم هایی سیاستمدار، دلسوز، آرام و کمرو نیز هستند.

آن ها برای احساس امنیت، دور و اطراف خود را شلوغ می کنند و دوستان زیادی دارند. ولی بعضی اوقات به یکباره در پیله تنهایی خود فرو می روند و دلشان می خواهد تنها باشند. ولی چه در جمع باشند چه تنها، از قدرت درک عمیقی برخوردار هستند و خیلی سریعتر از دیگران به نکات نهفته پی می برند. آنها با همه رسوم قدیمی مخالفند و معتقدند دنیا و مردم آن نیاز به یک تغییر اساسی در زندگی دارند ـ علیرغم این که ممکن است اهل سیاست باشد ولی آن قدر باهوش است که نظرات نهایی خود را از همان اول بیان نکند.هیچ چیز ناراحت کننده تر از لحظه ای نیست که تحقیقات میکروسکوپی متولد بهمن بر روی شما به انتها رسیده و شما به این نتیجه رسیده اید که مهمترین شخص زندگی او هستید و با کمال ناباوری مشاهده می کنید او به سراغ آدم دیگری می رود. این کار او واقعاً عذاب آور است.

متولدین بهمن علیرغم آن که دوستان زیادی در اطراف خود دارند ولی دوستان صمیمی و نزدیک چندانی ندارند. آنها بیشتر در پی زیاد کردن دوستان خود هستند و به کمیت بیش از کیفیت اهمیت می دهند و در دوستی خود تداوم ندارند. چون دلیلی نمی بینند خود را محدود به یکی دو دوست کنند.فایده ای ندارد که از نظر عاطفی به این شخص دل ببندید. البته اگر بر او تأثیر عمیقی برجای بگذارید ممکن است دوباره به عقب برگردد تا ببنید چه چیزی را از دست داده است.

متولدین بهمن معمولاً در انزوای خاصی فرو می روند و مردم معمولاً به درستی آنها را درک نمی کنند، زیرا به خوبی نمی توانند با دنیای خیالی و آرمانی آنها ارتباط برقرار کنند. متولد بهمن معمولاً در آینده سیر می کند و کمتر به زمان حال بر می گردد. به همین دلیل مردم معمولاً آنها را خیالباف و مجنون تلقی می کنند. او نیز این موضوع را حس می کند و در پیله تنهایی خود بیشتر فرو می رود. طالع بینی به ما می گوید :« موضوعاتی که دلو امروز به آنها می اندیشد چیزهایی هستند که پنجاه سال دیگر به آن می رسیم. »

متولدین بهمن ترکیبی از خونسردی، عملگرایی، و بی ثباتی هستند.متولدین بهمن اصولاً مهارت عجیبی در آرام کردن آدم های هیستریک، و بچه های وحشتزه دارند. این توانایی آنها احتمالاً به خاطر سیسم عصبی قوی و پرتوان آنهاست.

متولد بهمن از افق دید وسیعی برخوردار است و به ندرت دچار تعصب فکری می شود.در مواقعی که می خواهد تنها باشد مزاحم او نشوید. این رفتار او به معنی گوشه گیری دائمی از اجتماع و مردم نیست بلکه فقط می خواهد تنها باشد.برای متولد بهمن مشکل است که قرار ملاقات معینی با کسی بگذارد. او همیشه ترجیح می دهد آزاد باشد و از هر گونه انجام وظیفه در زمان خاص پرهیز می کند. البته اگر موفق شوید با او قرار ملاقات معینی بگذارید سر موقع در آنجا حاضر می شود. مگر آن که در وسط راه او را بدزدند (که این موضوع در مورد متولد بهمن زیاد بعید نیست چون برای این افراد هر گونه حادثه و در هر زمانی احتمال وقوع دارد !)

متولدین بهمن عقیده خود را خیلی رک و بی پرده بر زبان می آورد، ولی هرگز سعی نمی کند عقیده اش را به شما تحمیل کند. البته چنین اجازه ای به شما نیز نمی دهد.فلسفه او این است که همه باید آزاد باشند و هر آرزویی می خواهند داشته باشند و  آزاد زندگی کنند. خلاصه هر کس باید ساز خودش را بزند و به فردیت او باید احترام گذاشت.به ندرت ممکن است یک متولد بهمن را پیدا کنید که برای آرمانهای خود جانانه بجنگد.

 آنها بر طبق منطق زندگی می کنند و همین را کافی می دانند.اورانوسی ها معتقد به تغییر و تحول ناگهانی هستند ولی انجام این کار را به دیگران واگذار می کنند، البته اینان از لحاظ اخلاقی یا جسمی بزدل نیستند بلکه فقط حوصله جنگ و دعوا را ندارند. عکس العمل او غیر قابل پیش بینی است. کسانی که در بحث مهارت کافی داشته باشند یا خوب صحبت کنند، اشخاصی که موقعیت برجسته دارند و یا کسانی که شخصیتشان جاذب است به راحتی می توانند بر او غلبه پیدا کنند و نظر او را به خود جلب کنند چون او معمولاً توجه خود را به سمت موضوعات معنوی و انتزاعی می کشاند.

آنها رفتاری لجوجانه و خودخواهانه دارند و نمی گذارند کسی از کار آنها باخبر شود.متولد بهمن اعتماد چندانی به مردم ندارد ولی بعد از آن که به انگیزه ها و روحیات طرف مقابل آگاهی یافت ممکن است به او اطمینان کند.هرگز از یک اورانوسی توقع نداشته باشید که شما را به همان صورتی که هستید بپذیرد. او علیرغم رفتار مؤدبانه و اصیل خود، سراپای شما را با نورافکن اورانوسی خود برانداز می کند و قصد دارد بفهمد که در ورای چهره شما چه چیزی نهفته است، و در این راه شاید سئوالاتی از شما بپرسد که باعث دستپاچگی و شرم شما شود.ولی نکته مهم این است که وقتی دوستی شما را پذیرفت دیگر از آن به بعد می توانید خاطر جمع باشید که به شما وفادار می ماند و غیبت و بدگویی هیچ کس نمی تواند دوستی شما را به هم بزند. اگر یک دوست واقعی او باشید آنگاه زمزمه های حسادت آمیز دشمنان شما را باور نخواهد کرد ـ علیرغم آن که ممکن است با کنجکاوی به آنها گوش بدهد.متولدین بهمن به هوای تازه، خواب و ورزش نیازمند هستند ولی به ندرت از این ها بهره می برند.ذهن او دائم در حال فعالیت و تکاپو است ولی بدنش را باید هل داد تا تکان بخورد.

متولدین بهمن حافظه چندان خوبی ندارند البته نیازی هم ندارند که چیزهای زیادی را در ذهن خود انباشته کنند و انباشتن اطلاعات بسیار در ذهن خود را بیهوده می دانند. متولد بهمن از قدرت تمرکز بسیار خوبی برخوردار است. گاهی اوقات می توانید قسم بخورید که او اصلاً به حرف هایی که زده اید گوش نکرده است ولی روز بعد با کمال تعجب می بینید که مثل ضبط صوت همه حرف هایتان را تحویل می دهد. متولدین بهمن با آن که ممکن است حواس پرت به نظر برسند ولی قدرت جذب و فراگیری خوبی دارند.آن ها به کمک حس ششم قدرتمندی که دارند به اسرار جهان پی می برند. با این همه، هیچ خرافی و ماوراءالطبیعه در مورد افکار او وجود ندارد. و وقتی به نتیجه ای برسد آن را برای همیشه در ذهن خود حک می کند.متولدین بهمن از دروغگویی و تزویر نفرت دارند و از قرض دادن و قرض گرفتن بدشان می آید. متولدین بهمن خیلی خوش قول هستند و حساب خود را به موقع پرداخت می کنند و از دیگران نیز همین توقع را دارند. او به سنت ها احترام می گذارد ولی این امر باعث نمی شود که به تئوری بافی های غیر منطقی بپردازد. روح و جسم متولدین بهمن باید آزاد باشد. تلاش برای محدود کردن وی و مجبور ساختن او به انجام کاری، درست مثل کوشش برای ساکن نگه داشتن یک پروانه است. این کار نشدنی است و در ثانی، چه کسی می خواهد چنین کاری بکند ؟

مرد متولد بهمن هنگامی که رفتاری خشک و سرد با شما دارد یقین بدانید که به تدریج دارد به شما علاقه مند می شود. دلیلش هم ساده است. او تحت تأثیر عنصر آب قرار دارد و همه را دوست دارد و همه را دوست خود می داند.مرد متولد بهمن خیلی دوست دارد که از احساسات و عواطف دیگران سر در بیاورد ولی خودش هیچ مایل نیست که کسی از احساسات واقعی او باخبر شود. انگیزه های رفتاری او کمی پیچیده است و با این روش قصد دارد دیگران را در حالت گیجی و بی خبری نگه دارد و لذت ببرد. تجربه های جالبی که در زمینه دوستی یا عشق به دیگران رخ می دهد برایش وسوسه انگیز است و او مشتاقانه آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد.مرد متولد بهمن فردی گروه گرا و اجتماعی است. یعنی از کارهای گروهی خیلی لذت می برد. علایق او بسیار گسترده و متنوع است و عشق او به مردم جنبه شخصی و خصوصی ندارد. با هر کس که آشنا می شود ارزش خاصی برای او قائل است. در صورتی که ما معمولاً این ارزش ها را فقط برای آدمهای خاصی در زندگی خود محفوظ نگه می داریم.

برای متولد بهمن همه آدمها از ارزش والایی برخوردار هستند و حتی آنهایی که او نمی شناسد. عده اندکی از مردان اورانوسی هستند که خودخواه و تنگ نظر باشند. وقتی که دچار این حالت شوند کافی است با ملایمت به آنها تذکر بدهید تا خیلی سریع به حالت عادی خود برگردند. اگر متولدین بهمن را کوته فکر و یا تنگ نظر خطاب کنید رنجیده خاطر می شوند.

متولدین بهمن دارای اصول اخلاقی محکم و پایداری هستند و از همین رو به آرمانهای بلند پروازانه بشری واکنش مثبت نشان می دهند.مرد متولد بهمن همیشه در حال تجزیه و تحلیل مسائل است و دائم از خود می پرسد « یعنی منظور او از این حرف که به من زد چی بود ؟» و تا هنگامی که نفهمد موضوع از چه قرار است آرام نمی گیرد.

و.......




کلمات کلیدی :