تعلق...
به هیچ فکری وابسته مشو و اندیشهای را به باد پهنهی دریا وابگذار که ترا برسر وجد میآورد ؛ هیچ اندیشهای را تو خود هرگز به آسمان نخواهی برد.
ای جنبش امواج ، تو هستی که اندیشهی مرا اینچنین مذبذب ساختهای!
که گفتهاند بر روی آب دریا خشت نمیتوان زد. اندیشهی من از زیر هر باری شانه خالی میکند.
آیا از پس این گمگشتگیهای یاسآور و این سرگردانیها بندر مهربان درخواهد رسید؟ تا روح من عاقبت آسایشی یافته از روی موجشکن استواری که نزدیک خشابگردان است بهدریا بنگرد.
کلمات کلیدی :