سـکســ ...

ارسال‌کننده : رهسپار در : 87/9/30 10:43 عصر

با روحی پلید بر در تو ایستاده‏ام ، رمیده ام ، بر زمین می‏خزم ، از درد زجه می‏زنم ، خود را بر در و دیوار می‏کوبم و می‏گویم :
چه‏قدر طول خواهد کشید؟
شیطان روحم را سست ساخته ، رام مادیات هستم ، نام تو را فریاد می‏زنم و با زیاده‏طلبی می‏گویم :
چه‏قدر طول خواهد کشید؟
من در حال زوال هستم : عاشق تو! از آغاز آفرینش تا آخرالزمان! تا آخرین پریشانی! تا فروپاشی تمام فرمان‏روایان! برای همیشه و همیشه و همیشه! تا ابد!
پس مرا یاری کن عزیزم چرا که من همین هستم که هستم که هستم. و بیشتر و بیشتر و بیشتر زیاده‏خواهی می‏کنم.
عزیزم مرا ببخش چرا که انتخاب دیگری ندارم. به تو می‏اندیشم. آه آری عزیزم. دوست‏داشتن هرچه هستی. ، عاشق منش تو بودن. پاکدامنی تو.
جامه‏ات را برکَن. هتک حرمت ، اگر تو بخواهی هم‏خوابی با من.
با قلبی لرزان ، با ذاتی هوس‏باز ،‏ اما ظاهری پاک از در تو می‏گذرم و می‏گویم :
چه‏قدر طول خواهد کشید؟
حماقت ، خشم ، حرص و سالمندیم را پنهان ساخته‏ام  و می‏گویم:
چه‏قدر طول خواهد کشید؟
در ذات بی‏بصیرت ، فقیر ، عاجز و زشت هستم و می‏گویم :
چه‏قدر طول خواهد کشید؟
من عاشقم! یک نقشه‏ی جامع دارم.
برای این‏که چطور جامه‏ات را برکَنَم و مرد تو باشم. آمین به تمام نیایش‏هایم ، در هر حال محبوب من.
بر چشمانم بنگر ، فکر نکن که خفته ام. عشق تو ، پاسخ تمام خواسته‏های توست ، در هر زمان.
و ببین که شیطان هم‏خوابت شده است.




کلمات کلیدی :