سلام دوست عزيز. نوشته ي فوق العاده اي بود . انگار مخاطب حرفها خود من بودم ، چند بار خوندم و باهاش گريه كردم.صداقتي توش موج زد و اينقدر دلنشين و صميمي بود كه تو رو وادار به تكرار خوندن مجدد مي كرد . انتخابتون بي نظير بود
خداوند نعمت بزرگي كه به آدم ها داده است اين است كه از شنيدن سكوت عاجزند و از اين روست كه همه آسوده و خوش زندگي مي كنند. چقدر نشنيدن ها و نشناختن ها و نفهميدن ها است كه به اين مردم آُايش و خوشبختي بخشيده است و اين نيز يكي از آنها است . و اما تو مي تواني تصور كني كه درد آن كه چنين سكوتي را ، نه تنها مي شنود ، بلكه خود آنرا در سراسر روحش دارد _ و چه مي گويم؟_ آنكه چنين سكوتي را ميگويد، آن را تحمل مي كند چيست؟
___
سلام ... از دكتر شريعتي بود ... كامل ترش تو وبلاگم هست ، با يه جاهايي از اين پستتون مي خونه ... يه نگاه بهش بندازيد بد نيست ...
متن شما هم قشنگ بود هرچند كامل نخوندم ...
بهشتي باشيد
شنيدي
.
ديواري فرو ريخت در دلم
نمي شنوي
چون فرياد مي زني .
بعد از ماه ها ما هم اومديم . به ما سر بزنيد
....عميقا لذت بردم
مويد باشيد
منتظر حضور سبزتان در وبلاگ صبح قريب هستيم