RSS " />
اينبار درست به نظر ميرسد.
اين فروافتادن از گذشتههاي دور با اوست.
ميگويند :
خود را نگران بلايي که نيامدهاست مکن!
با حرفهاي دلفريب ذهنش را از تعجب سرشار ميسازند.
ميگويند :
اينبار ديگر درست به نظر ميرسد.
توبه کن! بازگرد! اينبار راه تازهاي پيدا شده است!
روز خوبي براي زندهماندن است.
و اينگونه ميشود که نوري آرامشبخش در انتهاي دالان زندگياش نمايان ميشود.
اما به زودي ميفهمد آن تنها قطاريست باري ، که در راهش ظاهر شدهاست.
به نظر درست نميرسد و تمام پازلهاي آرزوهايش فرو ميافتند.
پ.ن.1: شبدر بيبرگ!
پيوند به مطالب قبلي :
[7/6/1387- 7:57 ع] رمضانــــ ...
[2/6/1387- 11:4 ع] آرزو ... 1
[24/5/1387- 9:5 ع] سلام ...
[24/5/1387- 9:4 ع] سلام ...
[24/5/1387- 9:3 ع] سلام ...
[24/3/1387- 8:38 ع] Terrible lie
[27/2/1387- 10:43 ع] منــــ هنوز زندهامــــ !
[8/2/1387- 3:33 ع] سکوتــــ ...
[5/2/1387- 12:3 ص] ليليـــ خودشـــ را بهــــ آتشـــ کشيد!
[2/2/1387- 8:23 ع] ...
[20/1/1387- 3:58 ع] توهين دوباره به مقدسات مسلمانها!
[12/1/1387- 6:28 ع] سکوتـــ سرشار از ناگفتهـــهاستـــ ...
[11/1/1387- 3:9 ع] اميدهايـــ واهيـــ ...
[9/1/1387- 3:52 ع] سفر به ابهر - ماسوله
[9/1/1387- 12:17 ع] انتظار ...
[همه عناوين(106)][آرشيو شده ها]
پيوند دوستان :![]()







ذرهاي در باد - همشيرم! زکيه...
نردبان چوبي